راز فروپاشی تمدن های باستان در عصر هومر؛ وقتی خشکسالی حماسه های یونان را رقم زد

به گزارش هزار جزیره، چند روز پیش داشتم به این موضوع فکر می کردم که چقدر نگاه ما به تاریخ باستان تحت تأثیر افسانه ها و داستان های حماسی شکل گرفته است. شاید تا حالا تصور می کردید که نابودی تمدن های باشکوه عصر برنز، از تروا گرفته تا تمدن میکنی، صرفاً حاصل خشم خدایان المپ، جنگ های خونین و خیانت های پهلوانان اساطیری بوده است.

راز فروپاشی تمدن های باستان در عصر هومر؛ وقتی خشکسالی حماسه های یونان را رقم زد

اما در این نوشته با هم می بینیم که چطور داده های پیشرفته اقلیم شناسی مدرن، پرده از یک واقعیت تلخ و علمی برمی دارند. آیا واقعاً خشکسالی های مداوم و تغییرات مداری کره زمین توانسته اند تمدن های کهن مدیترانه را به زانو درآورند؟ چطور یک همزمانی اقلیمی ساده توانست سرنوشت ادیسه و شاهان یونان را بازنویسی کند؟ در این مقاله می خواهیم خشکسالی های همزمان با سقوط عصر برنز را از زاویه مدلسازی های نو آب وهوایی آنالیز کنیم و ببینیم ریشه واقعی این فروپاشی بزرگ چه بوده است.

???? لیست بخش های این نوشته

(کلیک کنید)

  1. راز فروپاشی بزرگ تمدن ها در انتهای عصر برنز
  2. مدل سازی های اقلیمی و کشف چرخه خشکسالی های همزمان
  3. تأثیر تغییرات اقلیمی بر حماسه های هومر و سقوط طرواد
  4. اقوام دریا و واکنش های زنجیره ای در جوامع کم آب
  5. آیا تاریخ اقلیمی مدیترانه در عصر حاضر تکرار می گردد؟
  6. درس های شباهت فروپاشی های اقلیمی با بحران های زیست محیطی امروز
  7. افسانه زدایی از تاریخ؛ چرا جوامع کهن شکست خود را به خدایان نسبت می دادند؟

راز فروپاشی بزرگ تمدن ها در انتهای عصر برنز

حدود 3200 سال پیش، منطقه ای پهناور از شرق مدیترانه شاهد یکی از سهمگین ترین و مرموزترین رویدادهای تاریخ بشریت بود؛ رویدادی که مورخان آن را با نام فروپاشی عصر برنز پسین (Late Bronze Age Collapse) می شناسند. در یک بازه زمانی کوتاه، امپراتوری های بزرگی که برای قرن ها بر یونان، آناتولی، مصر و بین النهرین حکمرانی می کردند، ناگهان دچار فروپاشی زنجیره ای شدند. شهرهای پررونق به خاکستر تبدیل شدند، خط و کتابت در بسیاری از نقاط برای سده ها از دست رفت و جوامع پیشرفته آن روزگار به دوران تیرگی و انزوا عقب نشینی کردند. برای سال های متمادی، پژوهشگران تصور می کردند که مهاجمان بی رحم، جنگ های داخلی یا فوران های آتشفشانی عامل اصلی این ویرانی سراسری بوده است. نسل های بعدی که به این دوران طلایی از دست رفته نگاه می کردند، یاد و خاطره آن را در قالب حماسه ها و افسانه های پهلوانی زنده نگه داشتند، دقیقاً همان متونی که بعدها شالوده شاهکارهایی مانند ایلیاد و ادیسه هومر را تشکیل داد.

با این حال، فناوری های عصر برنز توانایی حمل ونقل جابه جایی مقادیر بزرگ مواد غذایی در مسافت های طولانی را نداشتند. همین ضعف ساختاری باعث می شد که وقتی بلاهای طبیعی رخ می دادند، قحطی و جنگ پیاپی رخ دهند که فرجام آن نابودی کامل یک تمدن بود. باستان شناسان در آنالیز های میدانی خود بارها نشانه هایی از قحطی و کمبود آب را درست پیش از سقوط شهرهای بزرگ یافته بودند، اما تا همین اواخر، چرایی و مکانیزم دقیق وقوع چنین خشکسالی های طولانی مدتی در هاله ابهام قرار داشت. اکنون پژوهش های نو نشان می دهند که عامل اصلی این بحران خانمان سوز، نه خشم خدایان و دزدیده شدن زنان شاهان، بلکه یک ترکیب ناگواری از چرخه تغییرات اقلیمی طبیعی بوده که اکوسیستم منطقه را کاملاً نابود نموده است.

مدل سازی های اقلیمی و کشف چرخه خشکسالی های همزمان

کاترین پاور (Katherine Power)، دانشجوی دکتری دانشگاه استکهلم، به همراه پروفسور کیونگ ژانگ (Qiong Zhang) برای حل این معما به سراغ شبیه سازی های رایانه ای پیشرفته رفتند. آن ها از مدل اقلیمی EC-Earth 3.3.1 استفاده کردند؛ همان ابزار قدرتمندی که امروزه دانشمندان برای پیش بینی شرایط آب وهوایی آینده زمین به کار می برند. این تیم پژوهشی بازه زمانی 8000 سال گذشته مدیترانه را بازسازی کردند تا چرخش های آب وهوایی و تغییرات بارش را آنالیز کنند. نتایج این شبیه سازی دقیق نشان داد که خشکسالی های شدید خاتمه عصر برنز ناشی از یک رویداد منفرد نبودند، بلکه حاصل انطباق و همزمانی چند چرخه طبیعی آب وهوایی در مقیاس های زمانی مختلف بودند که یکدیگر را تشدید کردند.

منطقه مدیترانه طی هزاران سال تحت تأثیر تغییرات کند مدار زمین به سمت خشک تر شدن حرکت می کرد. این روند مداری به قدری آرام بود که جوامع انسانی معمولاً فرصت کافی برای سازگاری با آن را داشتند. اما مسئله اصلی زمانی رخ داد که نوسانات کوتاه مدت تر اقیانوسی و جوی، مانند تغییرات در گردش وارونگی گردشی اطلس (AMOC) و نوسانات میزان شوری دریا، بر این روند بلندمدت بار شدند. گره خوردن این چرخه ها باعث ایجاد سه دوره خشکسالی چندصدساله در شرق مدیترانه شد که آخرین آن ها دقیقاً با زمان فروپاشی عصر برنز تطابق دارد. خروجی این مدل ها با شواهد زمین شناختی واقعی، نظیر استالاکتیت های غارها، همخوانی کاملی دارد و کاهش 15 تا 30 درصدی بارندگی را در آن دوران بحرانی تأیید می نماید.

تأثیر تغییرات اقلیمی بر حماسه های هومر و سقوط طرواد

در قرن نوزدهم میلادی، بیشتر تاریخ دانان داستان های هومر درباره جنگ تروآ و سرگردانی های ادیسه را صرفاً تخیلات محض شاعرانه می دانستند. این دیدگاه زمانی تغییر کرد که بقایای باستانی شهری در نزدیکی تنگه دردانیل (Dardanelles) کشف شد؛ همان منطقه ای که یونانیان باستان باور داشتند تروآ (Troy) در آنجا قرار داشته است. کاوش های بعدی ثابت کرد که این شهر طی 3000 سال دست کم نه بار ویران و دوباره ساخته شده است. یکی از سهمگین ترین آتش سوزی ها و تخریب های این شهر در حدود 1180 پیش از میلاد اتفاق افتاده که تطابق زمانی شگفت انگیزی با برآوردهای تاریخی جنگ تروآ و البته بازه فروپاشی عصر برنز دارد.

بر اساس شبیه سازی های اقلیمی، خشک سالی در منطقه بالکان از حدود 3400 سال پیش شروع شد. تا حدود 1100 پیش از میلاد، کاهش بارش ها بسیار فراگیرتر شد و تا 1050 پیش از میلاد، برودت و کاهش دما نیز به آن اضافه شد. این همزمانی شوم، سیستم های کشاورزی را که در آستانه تحمل خود کار می کردند، کاملاً فلج کرد. جامعه ای که نتواند شکم شهروندان خود را سیر کند، در برابر کوچک ترین فشارهای خارجی فرو می ریزد. بنابراین، حماسه ادیسه و سفر طولانی او در دریایی متلاطم، در واقع بازتابی از سرگردانی و کوشش انسان ها برای بقا در عصر تاریکی یونان (Greek Dark Ages) بود؛ دورانی چهارصدساله که پس از این فروپاشی زیست محیطی بر منطقه سایه افکند.

اقوام دریا و واکنش های زنجیره ای در جوامع کم آب

یکی از رازهای بزرگ تاریخ، هویت واقعی گروهی از مهاجمان مرموز موسوم به اقوام دریا (Sea Peoples) است. در کتیبه های مصری و متون به جا مانده از آن دوران، بارها به هجوم نوسانی این مردمان دریانورد اشاره شده که به سواحل شرقی مدیترانه حمله می کردند و شهرها را به آتش می کشیدند. تا مدت ها مورخان تصور می کردند که اختراع سلاح های آهن پایه یا پیشرفت های نظامی این اقوام عامل اصلی سقوط امپراتوری های بزرگ بوده است. اما نگرش های نو اقلیم شناسی سناریوی متفاوتی را مطرح می کنند: حرکت و حملات اقوام دریا خود معلولی از یک علت بسیار بزرگ تر به نام تغییر اقلیم بوده است.

وقتی خشکسالی های شدید در سرزمین های شمالی و غربی رخ داد، فشار قحطی این گروه ها را مجبور به مهاجرت های انبوه و تهاجمی کرد. در سوی دیگر، امپراتوری های استقراریافته که پیش از این ساختارهای دفاعی بزرگی داشتند، به علت افت شدید محصولات کشاورزی و فروپاشی مالی، توان پرداخت هزینه سپاهیان و نگهداری مرزهای خود را از دست داده بودند. کاهش ناشی از کمبود آب، بازدهی زمین ها را به زیر سطح بحرانی رساند. در نتیجه، واکنشی غیرخطی در اکوسیستم و جوامع انسانی رخ داد؛ تمدن هایی که پیش از این بسیار مقتدر به نظر می رسیدند، مانند خانه کارت ها با اولین ضربات مهاجمان گرسنه فروپاشیدند.

آیا تاریخ اقلیمی مدیترانه در عصر حاضر تکرار می گردد؟

مطالعه چرخه خشکسالی های 3200 سال پیش صرفاً یک کاوش تاریخی مجذوب کننده نیست، بلکه هشداری جدی برای دنیا امروز به شمار می رود. کاترین پاور در بخشی از گزارش خود اشاره می نماید که منطقه مدیترانه هم اکنون نیز یکی از نقاط بحرانی (Hotspots) تغییرات اقلیمی در دنیا است و طبق پیش بینی ها، در قرن آینده گرم تر و خشک تر خواهد شد. اگرچه تغییرات اقلیمی فعلی عمدتاً ناشی از فعالیت های انسانی و گازهای گلخانه ای است، اما نوسانات طبیعی اقیانوس اطلس و چرخه های جوی همچنان برقرار هستند و می توانند با گرمایش دنیای دست به دست هم دهند.

امروزه نیز درست مانند عصر برنز، انطباق چرخه های طبیعی با گرمایش دست ساز بشر می تواند شوک های غیرمنتظره ای به سیستم های تأمین غذا و آب وارد کند. حوادثی مانند خشک شدن سد علی بی کوی (Alibeyköy) در استانبول طی سال های اخیر، یادآور این واقعیت است که اکوسیستم های خاورمیانه و مدیترانه تا چه حد در برابر نوسانات بارندگی شکننده هستند. فهم دقیق رفتارهای اقلیمی گذشته به دانشمندان یاری می نماید تا مدلسازی های جامع تری برای آینده طراحی کنند و از وقوع بحران های اجتماعی و مهاجرت های اقلیمی مشابه جلوگیری کنند.

درس های شباهت فروپاشی های اقلیمی با بحران های زیست محیطی امروز

آنالیز فروپاشی عصر برنز این پرسش مهم را در فکر ایجاد می نماید که چرا تمدن های آن دوران با وجود داشتن ساختارهای دیوان سالاری پیشرفته نتوانستند در برابر خشکسالی مقاومت کنند؟ پاسخ در عدم انعطاف پذیری سیستم های سنتی نهفته است. در جوامع کهن، ذخایر غلات محدود بود و ساختارهای سیاسی بر پایه ثبات آب وهوایی شکل گرفته بودند. وقتی خشکسالی از یک رویداد چندساله به یک روند چنددهه ای تبدیل شد، تمام سازوکارهای مدیریت بحران آن موقع کارایی خود را از دست دادند. امروزه نیز جوامع مدرن با وجود داشتن فناوری های بسیار پیشرفته تر، در صورت عدم توجه به آستانه های زیست محیطی ممکن است در برابر شوک های همزمان اقلیمی آسیب پذیر باشند.

پیچیدگی جوامع امروزی اگرچه یک نقطه قوت است، اما به علت وابستگی متقابل بخش های انرژی، کشاورزی و اقتصاد، می تواند به یک زنجیره آسیب پذیری تبدیل گردد. انطباق چند عامل اقلیمی کوچک در کنار یکدیگر می تواند فشار مضاعفی بر زیرساخت های کلیدی وارد کند. درس بزرگی که آنالیز تاریخ اقلیمی مدیترانه به ما می دهد این است که بحران های زیست محیطی هیچ گاه در مرزهای طبیعی باقی نمی مانند، بلکه به سرعت به بحران های سیاسی، مالی و نظامی تبدیل می شوند که شالوده جوامع را تهدید می کنند.

افسانه زدایی از تاریخ؛ چرا جوامع کهن شکست خود را به خدایان نسبت می دادند؟

یکی دیگر از جنبه های تحلیلی این پژوهش، نحوه روبروه فکر انسان با فجایع طبیعی بزرگ است. چرا در آثار هومر و ادبیات یونان باستان هیچ اشاره مستقیمی به خشکسالی های سراسری نشده و در عوض همه چیز به خشم خدایان، نفرین ها و نبردهای قهرمانان نسبت داده شده است؟ در انسان شناسی فرهنگی، این پدیده به نام معنابخشی اسطوره ای شناخته می گردد. وقتی یک جامعه با بحرانی روبرو می گردد که از توان درک علمی و ابزارهای مادی او خارج است، کوشش می نماید آن رویداد را در قالب مفاهیم اخلاقی و مذهبی تفسیر کند. برای مردمان عصر برنز، کاهش بارندگی و نابودی محصولات به معنای خشم آپولو یا پوزئیدون بود.

این رویکرد اسطوره ای اگرچه به تسکین روانی جوامع درگیر بحران یاری می کرد، اما مانع از درک ریشه های واقعی مشکل می شد. مرور داستان های اساطیری با عینک اقلیم شناسی مدرن به ما نشان می دهد که چطور رویدادهای واقعی زیست محیطی پس از گذر از فیلتر فکر راویان و شاعران، به شکل حماسه های ماندگار در می آیند. امروز ما این شانس را داریم که با ابزارهای علمی، لایه های اسطوره ای را کنار بزنیم و واقعیت مادی تاریخ را همان گونه که اتفاق افتاده است، بازشناسیم.

جمع بندی نهایی

فروپاشی تمدن های کهن مدیترانه در انتهای عصر برنز، شاهدی تاریخی بر قدرت بی رحمانه چرخه های اقلیمی زمین است. پژوهش های نو نشان می دهند که همزمانی نوسانات کوتاه و بلندمدت آب وهوایی، خشکسالی های بی سابقه ای را رقم زد که پایه های مالی و کشاورزی امپراتوری های بزرگ را ویران ساخت. این رویداد واقعی، شالوده ساز اسطوره ها و حماسه های بلندی چون ایلیاد و ادیسه شد. مرور این برهه از تاریخ به ما یادآوری می نماید که امنیت تمدن ها تا چه میزان به ثبات اقلیمی وابسته است و بازخوانی بحران های گذشته می تواند کلید روبروه هوشمندانه با تغییرات اقلیمی آینده باشد.

منبع: Science Advances

منبع: یک پزشک
انتشار: 6 مرداد 1405 بروزرسانی: 6 مرداد 1405 گردآورنده: 1000islandtour.com شناسه مطلب: 143

به "راز فروپاشی تمدن های باستان در عصر هومر؛ وقتی خشکسالی حماسه های یونان را رقم زد" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "راز فروپاشی تمدن های باستان در عصر هومر؛ وقتی خشکسالی حماسه های یونان را رقم زد"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید